|
|
|
|
|
سلام تسليت عرض ميكنم شهادت بانوي اسلام حضرت فاطمه الزهرا(س) رو به مهدوييون و فاطميون و حيدريون . خواستم با بدي بنويسم. خواستم با بدي بگم هيچ وقت نتونستم جدا باشم. خواستم با بدي بگم كه نميدونم دل من به تو خوشه يا دل تو به من، كه هستيم هنوز. خيلي جمله قشنگيه؛«تو همون حس غريبي كه هميشه با مني». گم ميشوم در اين سياهي و ميترسم ديگر به گرد راهت هم نرسم. آقاي من، دوباره خونين دلتون، دوباره خاطرهي سينه مجروح بر مسمار در. دوباره صبر علي و نداي فاطمه يا فاطمه. دوباره گريههاي حسين و دلداري زينب، نواي غريبي دارد. اللهم اشفع صدرالمهدي. آقاجون بهتون تسليت ميگم شهادت مادر برگوارتون رو انشالله خدا فرجتون نزديكه و انتقام خون مادرتون رو ميگيريد. ميخواهم با تمام وجودم فرياد برآورم و تو را بخوانم. سكوت بلندترين فرياد من است. يا رب المهدي به حق المهدي اشف صدرالمهدي به ظهور المهدي(عج) يا زهرا(س) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 12:3 توسط سايهي خورشيد
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر مهدي. خيلي وقت بود ننوشته بودم. همون فاصله تا فاصلهها. به اميد يه روزي. سالروز آزادسازي خرمشهر رو به همهي دوستان تبريك عرض میکنم. شكر خدا كه زندهايم فعلا. توي فكر اين بودم كه چقدر هنوز فرجه داريم براي بودن و داشتن و عمل كردن. شايد هيچ وقت ديگه اموني نباشه كه دروغها رو راست كنيم و بديها رو خوب و فرقها رو يكي. چگونه در اين ظلمت رها از بند تو باشم؟ گم ميشوم در اين سياهي و ميترسم ديگر به گرد راهت هم نرسم. يه شروعي نو. يا رب المهدي به حق المهدي اشف صدر المهدي به ظهور المهدي(عج)
يا زهرا(س) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 0:32 توسط سايهي خورشيد
|
|
||