|
|
|
|
|
مهدي سلام اين هفته نگاهم به يه مطلبي افتاد كه جا داشت چند وقت پيش ميزدم ولي حيف كه دير شد. ولي چون خيلي قشنگه براتون ميذارم كه لذت ببريد. اين متن رو يكي از دوستان داده بودند. البته با تشكر از محبتشون.
نداي دل گوش فرا ميدهيم از عمق تا برون. مهدي سلام آقا دستهای تو برای نسیمهای غریب که با نگاه پر تپش چون رویش شقایق به خورشید تواضع میدهد، مشک است ؛ و طنین گلبرگهای مخملی که از سیری عطش با نوازش زمین آسمان را خم میکند، اشک است. آب هر چه باشد مهمان ناخواندهایست برای تشنگی، اما بودنت زخمهای کهنه را چونان شعلههای به خوف در آمده از باران به زنجیر میکشد و این حکایت است. مگر نه این است رهایی! از عطر حضور تو فاصله را به تیغ میکشد و تشنه به سجده میافتد و از خنکای نفست چشمهی تبرک را به خاک تبدار میپاشد تا اینکه ترنم صدای تو دلش را مطمئن سازد و تنهایی چه بینهایت است. پس چرا سنگینی یه نگاه سرخ را در تصویر ساکت رود قاب کردی؟ ودر برابر فریادهای طعنه با گرسنگان تردید، فقط ذکر کاسههای خالی را بر دیدهگان تر زمزمه کردی؟ مگر ندیدهای کبوتران سفید و خستهای که زمانی شانههایت پناهشان بود و آن حرمتی که به اعتبار تو آزاد قدم بر میداشت ، و غنچهای که با حس وجود تو در حال شکفتن بود؛ چگونه خاک به غم نشسته را مأمن امن دلهرههایشان کردند؟ شاید تو ندیدهای .تو ندیدهای !چشمهای تو نلرزید، چون در نگاه زمین آسمان را نشانه گرفته بودی .......... اما تو گواه بر حرفهایی که سوار بر غبار در گوش تو پياده ميشد. بودی؟؟! پس چرا رفتی واین آرزوی پر شرم را در دل آب بی وجدان گذاشتی، و پشیمانی را بغضی کردی در حنجرههای پر سکوت که از هیا هوی اعماق چشمان فریاد میزد، بهانهي نیلی شدن صبر بود اما آن نفس پر از .............. . *******************************
عهد جمعه ها فراموش نشه. دوركعت نماز عشق به نيت اجابت و 100 صلوات براي سلامتي آقامون. يا رب المهدي به حق المهدي اشف صدر المهدي به ظهور المهدي(عج) يا زهرا(س)
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 23:40 توسط سايهي خورشيد
|
|
||
|
|
|
|
|
مهدي جان سلام نميدانم چقدر! اما ميدانم فاصلهها دارم با تو. تا بينهايت تا نبودنها تا نابودي. اين صداها زمزمههاي رهگذران از كوچههاي عبور توست و اين همه دوري به فاصله دل و خون. هنوز تشنهام. ماندهام تا عبوري ديگر. از اين جا به كجا خواهيم رفت؟!؟ تو صداي آشناي آفتابي و توان شنيدنت را ندارم. تو سجدهگاه توسل پرندگاني در پرواز نيلي و اما با چه بالي تو را سجده كنم؟!؟ تو آن واژه ديرينه غرق در روياهاي نا تمامي و زبانم تحمل لمس كردنت را حتي در روياها هم ندارد. تو آن خاطره شبهاي اشكي و چشمانم خاطرهها را مرور نميكند بيتو. تو هماني كه هنوز ميايي و من نميبينمت. صداي قدمت گوشم را نوازش ميدهد. من خوابم و تو هنوز آن خاطرهي روياهاي من. هر چه هست در وجود اين خواب است. خواب گردي ديگر تا بيتوبودن و تشنگي و كوري همه و همه ناله كنان در سرازيري سقوط ميپيمايند. شايد ديگر سقوطي نباشد كه به اوجش رسم. شايد نابود شدهام و ديگر نيستم. هيچ! ميدانم لياقت راز گفتن با تو را ندارم. تنها مهدي سلام. نداي فراق يار رو وصل به دلهاتون كنيد. دلتون شكست دعا كنيد. يا رب المهدي به حق المهدي اشف صدر المهدي به ظهور المهدي(عج) يا زهرا(س) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 6:52 توسط سايهي خورشيد
|
|
||